
در حکومت امیرالمؤمنین علی(ع)، عدالت تنها یک شعار نبود؛ بلکه معیار قضاوت در توزیع دارایی، قدرت و فرصتها محسوب میشد. آن حضرت در نامه تاریخی خود به مالک اشتر فرمود:
مردمان دو دستهاند: یا برادر دینی تو هستند یا همنوع انسانی تو.
بر همین مبنا، علی(ع) در دوران حکومت خود، حق کارگر را پیش از خشک شدن عرقش میپرداخت و پرداخت مزد را نه لطف، بلکه عدالت واجب میدانست. این بنیان اخلاقی، مبنای نظام اقتصادی سیره علوی است؛ نظامی که در آن تأمین معیشت شرافتمندانه مردم، نشانه عدل الهی بر زمین تلقی میشود.
مولای متقیان کار را عبادت میدانست و همواره از کارگران با تعبیر «عُمّال» یاد میکرد؛ کسانی که بار آبادانی زمین را بر دوش دارند. در نهجالبلاغه، بارها از تعبیرهایی چون العمل عبادة و من وجد ماءً و تراباً ثم افتقر فأبعده الله یاد شده که بازتاب نگاه عمیق امیرالمؤمنین به عزت اقتصادی است.
در نظام فکری ایشان، دستمزد عادلانه، امنیت شغلی و برخورد محترمانه با نیروی کار سه اصل مقدس در جامعه اسلامیاند؛ اصولی که بیتوجهی به آنها، نشانه انحراف از عدالت اجتماعی و اخلاق انقلابی است.
در حکومت علوی، کارگران و محرومان نه در حاشیه اقتصاد، بلکه در متن تصمیمگیریها جای داشتند. امام علی(ع) در سفارش به کارگزاران میفرمود:
مبادا بهرهمندان از دسترنج خویش را خوار بداری، که هرچه به دست تو رسد از رنج آنان است.
این بیان، پیام روشنی برای دولتمردان امروز دارد؛ که ارزش واقعی اقتصاد در عرق پیشانی کارگر نهفته است، نه در اعداد بودجه و ترازنامهها.
سیاستگذاران اگر بخواهند در مسیر علی(ع) گام بردارند، باید به جای شعارهای ماه رجب، برنامه عملی برای رفع فقر، اصلاح دستمزدها و تأمین امنیت شغلی تدوین کنند. تنها در این صورت است که میتوان گفت نظام ما بر پایه عدالت علوی استوار مانده است.