تاریخ : 11:37 - 1404/11/29
کد خبر : 1100739
سرویس خبری : سیاسی
 

شکاف میان رفتار هنرمندان داخلی و خارجی؛ آزادی بیان یا مسئولیت اجتماعی؟

یادداشت سردبیر

شکاف میان رفتار هنرمندان داخلی و خارجی؛ آزادی بیان یا مسئولیت اجتماعی؟

کارگر آنلاین | مسئلهٔ نقش هنرمندان در جامعه و حدود آزادی بیان آن‌ها، همواره موضوعی چالش‌برانگیز بوده است. در فضایی که شبکه‌های اجتماعی به بستری قدرتمند برای بیان دیدگاه‌ها تبدیل شده‌اند، رفتار برخی چهره‌های شناخته‌شدهٔ سینما و تلویزیون ایران، موجب طرح پرسش‌هایی جدی در مورد مرزهای مسئولیت اجتماعی، آزادی بیان و ملاحظات قانونی شده است. این تحلیل به بررسی انتقادی وضعیت موجود در ایران و مقایسه آن با الگوهای رایج در صنعت سینمای هالیوود می‌پردازد.

مسئلهٔ نقش هنرمندان در جامعه و حدود آزادی بیان آن‌ها، همواره موضوعی چالش‌برانگیز بوده است. در فضایی که شبکه‌های اجتماعی به بستری قدرتمند برای بیان دیدگاه‌ها تبدیل شده‌اند، رفتار برخی چهره‌های شناخته‌شدهٔ سینما و تلویزیون ایران، موجب طرح پرسش‌هایی جدی در مورد مرزهای مسئولیت اجتماعی، آزادی بیان و ملاحظات قانونی شده است. این تحلیل به بررسی انتقادی وضعیت موجود در ایران و مقایسه آن با الگوهای رایج در صنعت سینمای هالیوود می‌پردازد.

۱. وضعیت در ایران: تناقض و پیامدهای آن

متن ارائه شده، یک دوگانگی اساسی را در مورد برخی بازیگران ایرانی برجسته می‌کند:

  • همکاری با پروژه‌های حاکمیتی و تحریک به اغتشاش: شگفتی اصلی زمانی آغاز می‌شود که مشخص می‌شود بسیاری از بازیگرانی که در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی با مجوز رسمی وزارت ارشاد، حتی در پروژه‌هایی که با حاکمیت در ارتباط هستند، ایفای نقش می‌کنند، پیشتر در فراخوان‌ها و تحریک مستقیم مردم به «تحریم، اغتشاش و آشوب» نقش داشته‌اند. این رفتار، تصویری متناقض و غیرقابل قبول از فعالان فرهنگی-هنری ارائه می‌دهد که هم از حمایت نهادهای رسمی برخوردارند و هم در جهت تضعیف یا برهم زدن نظم عمومی گام برمی‌دارند.
  • ضریب‌دهی رسانه‌ای و التهاب‌آفرینی: اشاره به بزرگ‌نمایی «اتفاقات جزئی خیابان» در وقایعی چون دی ماه، نشان می‌دهد که چگونه از ظرفیت رسانه‌ای چهره‌های مشهور و پلتفرم‌های ارتباطی (مانند استوری اینستاگرام) برای ایجاد التهاب و گسترش دامنهٔ نارضایتی‌ها استفاده می‌شود. این موضوع، حساسیت موضوع را دوچندان می‌کند، زیرا «هرج‌ومرج مجازی» (که در کشورهای دیگر کمتر تحمل می‌شود) در ایران به بستری برای کنشگری سیاسیِ گاه رادیکال تبدیل شده است.

۲. الگوی هالیوود: قراردادهای سیاسی و محدودیت‌های حرفه‌ای

در مقابل، متن به صنعت سینمای هالیوود به عنوان یک مدل متفاوت اشاره می‌کند:

  • قراردادهای سخت‌گیرانه: آنچه در هالیوود رایج است، وجود قراردادهای بسیار پیچیده و غالباً حاوی بندهای «عدم خوش‌نامی» (Morals Clause) است. این بندها، هنرمندان را ملزم به رعایت شئون حرفه‌ای و اجتماعی می‌کنند و هرگونه اظهارنظر سیاسی یا رفتاری که به اعتبار استودیو، پروژه یا برند آسیب بزند، می‌تواند عواقب جدی از جمله فسخ قرارداد و پیگرد قانونی داشته باشد.
  • پرهیز از اظهارات سیاسی: نتیجهٔ این ساختار قراردادی، آن است که بازیگران بزرگ هالیوودی، حتی اگر دارای دیدگاه‌های سیاسی باشند، در عمل از بیان صریح و علنی آن‌ها در چارچوب پروژه‌های کاری یا رسانه‌های رسمی پرهیز می‌کنند، چرا که ریسک از دست دادن موقعیت شغلی و حرفه‌ای بسیار بالاست. این امر، یک خودسانسوری حرفه‌ای مبتنی بر منافع اقتصادی و شغلی را ایجاد می‌کند.

۳. نتیجه‌گیری و پرسش‌های پیش رو

این مقایسه، تفاوت بنیادین در نحوهٔ مدیریت رفتار هنرمندان و همچنین انتظارات از نقش آن‌ها در جامعه را آشکار می‌سازد:

  • آزادی بیان در مقابل مسئولیت اجتماعی: در حالی که در ایران، بحث بر سر حدود آزادی بیان و چگونگی برخورد با سوءاستفاده از آن در جریان است، در نظام‌های غربی، این موضوع بیشتر در قالب مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای و حفظ منافع تجاری تعریف می‌شود.
  • نقش نهادهای نظارتی: وجود مجوزهایی مانند مجوز وزارت ارشاد در ایران، این پرسش را مطرح می‌کند که چرا این مجوزها مانع از رفتار دوگانهٔ برخی هنرمندان نمی‌شوند؟ آیا سازوکارهای نظارتی و انضباطی موجود، کارایی لازم را دارند؟
  • ضرورت بازنگری: متن، تلویحاً خواستار بازنگری در رویکردها نسبت به هنرمندان است؛ به این معنا که هم هنرمندان باید نسبت به مسئولیت اجتماعی خود در قبال جامعه آگاه باشند و هم نهادهای ذی‌ربط باید سازوکارهای مؤثرتری برای مدیریت این حوزه تدوین کنند، تا از تکرار رفتارهایی که منجر به دوقطبی‌سازی و التهاب در جامعه می‌شود، جلوگیری گردد.

در نهایت، این تحلیل بر ضرورت ایجاد تعادلی میان آزادی بیان هنرمندان و مسئولیت آن‌ها در قبال جامعه تأکید دارد، به‌گونه‌ای که هم از ظرفیت‌های خلاقانهٔ هنرمندان به بهترین نحو استفاده شود و هم از افتادن جامعه به ورطهٔ تنش‌های غیرضروری جلوگیری به عمل آید.