تاریخ : 10:17 - 1405/07/05
کد خبر : 1100943
سرویس خبری : سیاسی
 

مذاکره بعلاوه مناظره؛ تکمیل زنجیره دیپلماسی با تکنیک‌ گفتگو

یادداشت سید صالح هاشمی 

مذاکره بعلاوه مناظره؛ تکمیل زنجیره دیپلماسی با تکنیک‌ گفتگو

کارگر آنلاین | در منازعه طولانی ایران و آمریکا، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار، تهدید و تحمیل، همواره بر حفظ منافع ملی، دفاع از حاکمیت و استفاده از ظرفیت مذاکره در جایی که امکان تأمین منافع وجود داشته باشد تأکید کرده است. مذاکره، گفت‌وگو با واسطه‌ها، حضور در مجامع بین‌المللی و تکیه بر ظرفیت‌های حقوقی و دیپلماتیک، بخشی از همین مسیر بوده‌اند. حتی در مقاطع تشدید تنش نیز کانال‌های دیپلماتیک کاملاً از میان نرفته‌اند؛ برای نمونه، در سال ۲۰۲۶ مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا با میانجیگری عمان از سر گرفته شد و دو طرف، با وجود اختلافات جدی، درباره ادامه گفت‌وگوها سخن گفتند.

در منازعه طولانی ایران و آمریکا، یک واقعیت را نمی‌توان نادیده گرفت: سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در برابر فشار، تهدید و تحمیل، همواره بر حفظ منافع ملی، دفاع از حاکمیت و استفاده از ظرفیت مذاکره در جایی که امکان تأمین منافع وجود داشته باشد تأکید کرده است. مذاکره، گفت‌وگو با واسطه‌ها، حضور در مجامع بین‌المللی و تکیه بر ظرفیت‌های حقوقی و دیپلماتیک، بخشی از همین مسیر بوده‌اند. حتی در مقاطع تشدید تنش نیز کانال‌های دیپلماتیک کاملاً از میان نرفته‌اند؛ برای نمونه، در سال ۲۰۲۶ مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا با میانجیگری عمان از سر گرفته شد و دو طرف، با وجود اختلافات جدی، درباره ادامه گفت‌وگوها سخن گفتند.
اما شاید مسئله امروز فقط «مذاکره کردن یا نکردن» نباشد؛ مسئله مهم‌تر، تعداد و تنوع ابزارهایی است که در کنار مذاکره در اختیار دیپلماسی ایران قرار می‌گیرد.

  • دیپلماسی کلاسیک عمدتاً میان دولت‌ها اتفاق می‌افتد؛ اما جهان امروز فقط با دولت‌ها اداره نمی‌شود. دانشگاهیان، رسانه‌ها، اندیشکده‌ها، نخبگان اقتصادی، دیپلمات‌های بازنشسته، روزنامه‌نگاران، فعالان اجتماعی، نمایندگان پارلمان‌ها و حتی چهره‌های اثرگذار افکار عمومی، در شکل‌دهی به تصویر کشورها و سیاست‌های آنها نقش دارند. ادبیات «دیپلماسی عمومی» نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود: ارتباط مستقیم‌تر با جوامع دیگر و فراتر رفتن از روابط صرفاً دولت‌به‌دولت. مرکز دیپلماسی عمومی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی نیز دیپلماسی عمومی را حوزه‌ای می‌داند که در کنار دیپلماسی سنتی، باید با بازیگران جدید جهانی ارتباط برقرار کند.

در این چارچوب، یک ابزار کمتر استفاده‌شده را می‌توان جدی‌تر بررسی کرد: مناظره دیپلماتیک در عرصه عمومی.
مناظره با مذاکره تفاوت دارد. مذاکره معمولاً برای رسیدن به توافق انجام می‌شود و بخش مهمی از آن نیز در اتاق‌های بسته اتفاق می‌افتد؛ اما مناظره می‌تواند در مقابل چشم افکار عمومی جهان شکل بگیرد. در مناظره، هدف الزاماً رسیدن فوری به توافق نیست؛ بلکه هدف، آشکار کردن استدلال‌ها، پاسخ دادن به ادعاها، شنیدن طرف مقابل و قرار دادن روایت‌های رقیب در معرض قضاوت مخاطبان است.
این تفاوت در شرایط کنونی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هنگامی که یک کشور با فشار سیاسی، رسانه‌ای و اقتصادی مواجه است، صرفاً مذاکره با طرف مقابل لزوماً برای توضیح مواضع آن کشور به افکار عمومی جهانی کافی نیست. در چنین شرایطی، ممکن است بخشی از مناقشه در عرصه‌ای شکل بگیرد که دیپلمات‌ها حضور محدودی در آن دارند: عرصه عمومی جهان.
مناظره‌های منطقه‌ای و جهانی می‌توانند بخشی از این خلأ را پر کنند؛ البته نه با زبان نظامی و نه با هدف جایگزین کردن مذاکره یا قدرت دفاعی، بلکه به عنوان ابزاری مکمل در کنار آنها. زبان چنین مناظره‌ای باید زبان دیپلماسی، حقوق، منطق، تاریخ، اقتصاد، فناوری و تجربه انسانی باشد.

  • برای مثال، در موضوع هسته‌ای، به جای آنکه بحث صرفاً میان هیأت‌های مذاکره‌کننده محدود بماند، می‌توان امکان گفت‌وگوی علنی میان کارشناسان ایرانی و غربی درباره حقوق هسته‌ای، عدم اشاعه، نظارت‌های بین‌المللی و معیارهای دوگانه احتمالی را بررسی کرد. در حوزه حقوق بشر نیز می‌توان به جای اکتفا به پاسخ‌های رسمی، زمینه گفت‌وگوی مستقیم میان صاحب‌نظران ایرانی و منتقدان خارجی را فراهم کرد؛ گفت‌وگویی که در آن پرسش‌ها شنیده شود و پاسخ‌ها نیز در معرض داوری عمومی قرار گیرد.

در حوزه توان دفاعی نیز همین منطق قابل طرح است. قدرت دفاعی یک کشور را نمی‌توان صرفاً با نمایش نظامی توضیح داد؛ می‌توان درباره منطق بازدارندگی، امنیت منطقه‌ای، تهدیدات پیرامونی و نسبت قدرت دفاعی با امنیت ملی نیز در یک فضای تخصصی و غیرنظامی بحث کرد. در اقتصاد نیز گفت‌وگو درباره تحریم‌ها، آثار اقتصادی آنها، تجارت منطقه‌ای، انرژی و وابستگی‌های متقابل می‌تواند مخاطبان متفاوتی را وارد این میدان کند.
چنین فرآیندی البته نباید از ابتدا با بزرگ‌ترین صحنه‌های جهانی آغاز شود. می‌توان از مناظره‌های کوچک‌تر میان دانشگاهیان و کارشناسان کشورهای منطقه شروع کرد؛ سپس به اندیشکده‌ها، رسانه‌های معتبر، مجامع دانشگاهی و نشست‌های بین‌المللی رسید و در نهایت، در صورت فراهم شدن شرایط، مناظره‌های بزرگ‌تر میان چهره‌های سیاسی و دیپلماتیک شکل داد. نتیجه مهم این فرایند لزوماً تغییر فوری موضع مخالفان نیست؛ ایجاد شبکه‌ای از افراد آشنا با استدلال‌ها و دیدگاه‌های ایران نیز خود بخشی از دستاورد دیپلماسی عمومی است.
ادبیات دیپلماسی عمومی نیز بر همین نکته تأکید دارد که ارتباط مؤثر فقط «پیام دادن» نیست؛ شنیدن طرف مقابل نیز بخشی از دیپلماسی است. حتی جوزف نای، از نظریه‌پردازان اصلی قدرت نرم، بر اهمیت گفت‌وگوی دوسویه در برابر ارتباط یک‌سویه تأکید کرده است.

  • از این منظر، مناظره را نباید ابزار تبلیغات تصور کرد. اگر مناظره صرفاً به تکرار مواضع رسمی تبدیل شود، مخاطب بین‌المللی احتمالاً آن را بخشی از تبلیغات دولتی خواهد دید. مناظره زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف ایرانی آمادگی شنیدن پرسش‌های سخت را نیز داشته باشد، به نقد پاسخ دهد، از داده و استدلال استفاده کند و حتی در مواردی که اختلاف‌نظر وجود دارد، آن را پنهان نکند.

تنش ایران و آمریکا احتمالاً صرفاً با یک ابزار حل نخواهد شد. مذاکره، میانجیگری، دیپلماسی رسمی، ظرفیت‌های حقوقی و بین‌المللی، روابط منطقه‌ای و قدرت دفاعی، هرکدام جایگاه خود را دارند. اما در کنار این مجموعه، عرصه عمومی جهان نیز یک میدان واقعی اثرگذاری است؛ میدانی که نمی‌توان آن را صرفاً به رسانه‌های رقیب واگذار کرد.

  • شاید یکی از مسائل امروز، نه فقدان موضع و استدلال، بلکه محدود بودن میدان ارائه و آزمون آن استدلال‌ها باشد. ورود هدفمند، حرفه‌ای و دیپلماتیک به میدان مناظره می‌تواند این امکان را ایجاد کند که روایت ایران نه فقط از زبان دولت‌ها، بلکه از زبان دیپلمات‌ها، استادان دانشگاه، کارشناسان، اقتصاددانان و دیگر چهره‌های صاحب‌نظر شنیده شود.

تاکید بر این نکته خالی از لطف نیست که مناظره به عنوان جایگزین مذاکره دیده نشده؛ همان‌طور که دیپلماسی عمومی قرار نیست جای دیپلماسی رسمی را بگیرد. مسئله، کامل‌تر کردن جعبه‌ابزار دیپلماسی است؛ استفاده از زبانی انسانی، حقوقی و استدلالی برای گفت‌وگو با جهان. در شرایطی که یکی از چالش‌های سیاست خارجی ایران، تصویر و روایت آن در افکار عمومی جهانی است، شاید بخشی از مسیر کاهش این فاصله، نه فقط پشت میز مذاکره، بلکه روبه‌روی دوربین و در برابر پرسش‌های مستقیم جهان شکل بگیرد.