یادداشت سید صالح هاشمی
شهرداری تهران بازگشت به ریل مدیریت شهری یا ریل گذاری جدید؟
کارگر آنلاین | گاهی برای فهم یک مدیر، بیش از آنکه به سخنانش توجه کنیم، باید به انتخاب مسئلههایی که برای حل کردن برمیگزیند نگاه کنیم. در روزهای اخیر، شهرداری تهران دو طرح قابلتوجه را روی میز گذاشته است؛ طرح «تورم صفر» برای تثبیت قیمت شماری از کالاهای اساسی و بستهای برای حمایت از خانوادههایی که از ابتدای سال ۱۴۰۵ صاحب فرزند شدهاند. در طرح نخست، قرار است قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای شش ماه ثابت بماند و در ادامه نیز اقلام بیشتری به این سبد اضافه شود. در طرح دوم، برای هر فرزند متولد ۱۴۰۵ به بعد، ماهانه حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون تومان حمایت در نظر گرفته شده است.
گاهی برای فهم یک مدیر، بیش از آنکه به سخنانش توجه کنیم، باید به انتخاب مسئلههایی که برای حل کردن برمیگزیند نگاه کنیم. در روزهای اخیر، شهرداری تهران دو طرح قابلتوجه را روی میز گذاشته است؛ طرح «تورم صفر» برای تثبیت قیمت شماری از کالاهای اساسی و بستهای برای حمایت از خانوادههایی که از ابتدای سال ۱۴۰۵ صاحب فرزند شدهاند. در طرح نخست، قرار است قیمت ۱۲ قلم کالای اساسی برای شش ماه ثابت بماند و در ادامه نیز اقلام بیشتری به این سبد اضافه شود. در طرح دوم، برای هر فرزند متولد ۱۴۰۵ به بعد، ماهانه حدود ۳.۵ تا ۴ میلیون تومان حمایت در نظر گرفته شده است.
- فارغ از اینکه این طرحها در اجرا تا چه اندازه موفق خواهند بود، اصل جهتگیری را باید به فال نیک گرفت. سالهاست درباره اینکه مدیریت شهری صرفاً مسئول آسفالت خیابان، جمعآوری زباله، توسعه حملونقل و اداره کالبد شهر نیست و باید نسبت به «کیفیت زندگی» شهروندان نیز مسئولیت بپذیرد، سخن گفتهایم. شهر فقط مجموعهای از ساختمانها و معابر نیست؛ یک نظام اقتصادی، اجتماعی و انسانی است و شهرداری، بهعنوان بزرگترین نهاد عمومی مستقر در شهر، نمیتواند نسبت به فشار معیشتی، کاهش قدرت خرید، خانواده و آینده جمعیتی شهر بیتفاوت باشد.
از این منظر، اقدام اخیر شهرداری تهران را میتوان بازگشت به همان ریل درست دانست؛ ریلی که در آن مدیریت شهری باید بخشی از مسائل واقعی زندگی شهروندان را ببیند و برای آنها راهحل طراحی کند، نه اینکه خود را صرفاً متولی پروژههای عمرانی بداند. اما درست در همین نقطه، یک سؤال جدی شکل میگیرد؛ سؤالی که اتفاقاً خود شهردار تهران باید به آن پاسخ دهد. آیا شهرداری تهران به ریل واقعی مدیریت شهری بازگشته است یا علیرضا زاکانی آرامآرام در حال ساختن ریل دیگری است؛ ریل منتهی به پاستور؟
این پرسش نه از سر اتهام است و نه لزوماً به معنای نفی اقدامات اخیر. اتفاقاً مسئله این است که چرا برخی اقدامات اخیر شهرداری، بیش از همیشه رنگ و بوی سیاستهای ملی پیدا کردهاند؟ تثبیت قیمت کالاهای اساسی، حمایت مالی از فرزندآوری، سیاستهای گسترده معیشتی و تلاش برای کاهش فشار اقتصادی بر خانوارها، همگی موضوعاتی مهم و قابل دفاعاند؛ اما در عین حال، حوزههایی هستند که معمولاً در مقیاس سیاستگذاری ملی تعریف میشوند.
- اگر شهرداری بتواند با ظرفیتهای قانونی و اقتصادی خود، بخشی از هزینه زندگی تهرانیها را کاهش دهد، چه بهتر. اگر بتواند از ظرفیت میادین میوه و ترهبار، شهروند، خرید مستقیم و حذف واسطهها استفاده کند و کالا را ارزانتر به دست مردم برساند، باید از آن استقبال کرد. اگر بتواند برای خانوادههای جوان و فرزندآوری حمایت مؤثری طراحی کند، باز هم قابل تقدیر است. حتی اینکه شهردار تهران در شرایط دشوار کشور به جای افزودن بر تنشهای سیاسی، بر «کمک به دولت» و حل مسئله مردم تأکید میکند نیز فینفسه رویکردی مثبت است. زاکانی اخیراً نیز نوشته است: «امروز نه وقت رقابت انتخاباتی است و نه مملکت به خروس جنگی نیاز دارد» و حل مشکلات مردم را مهمترین میدان مبارزه دانسته است.
اما درست همین جمله، سؤال ما را جدیتر میکند: اگر امروز زمان رقابت انتخاباتی نیست، پس این حجم از ورود شهرداری به سیاستهای معیشتی و اجتماعی کشور را چگونه باید فهم کرد؟
یک پاسخ ساده وجود دارد: شهردار تهران بالاخره پذیرفته است که اقتصاد شهری بخشی از مأموریت مدیریت شهری است. اگر چنین باشد، اتفاقاً باید از این تغییر رویکرد استقبال کرد و از شهرداری خواست همین مسیر را با برنامه، عدد، شفافیت و ارزیابی ادامه دهد.
اما پاسخ دیگری هم ممکن است: شهرداری تهران در حال تبدیل شدن به سکوی نمایش یک الگوی حکمرانی برای سطح ملی است. در این صورت، «تورم صفر»، «بسته مادرانه» و طرحهای حوزه مسکن صرفاً برنامههای شهری نیستند؛ بلکه میتوانند بخشی از یک روایت سیاسی بزرگتر باشند: اینکه اگر این مدل در تهران جواب بدهد، چرا در مقیاس کشور اجرا نشود؟
اینجاست که مرز میان «مدیریت شهری» و «سیاست ملی» اهمیت پیدا میکند.
- شهرداری تهران اگر میخواهد در اقتصاد شهر مداخله کند، باید بتواند دقیقاً توضیح دهد منابع این طرحها از کجا تأمین میشود، هزینه آنها چقدر است، چه تعداد خانوار را پوشش میدهد، چه نسبتی با بودجه مصوب شهرداری دارد و این سیاستها تا چه زمانی قابل تداوماند. پرسش درباره منبع مالی این وعدهها نیز همین حالا مطرح شده و درباره هزینه و سهم دقیق شهرداری ابهامهایی وجود دارد.
بنابراین، مسئله من مخالفت با «تورم صفر» یا حمایت از خانواده نیست؛ برعکس، مسئله این است که آیا این اقدامات یک سیاست پایدار مدیریت شهریاند یا بخشی از یک پروژه سیاسی بزرگتر؟
- شاید پاسخ را خود زمان روشن کند. اگر شهرداری تهران در ماههای آینده همین مسیر را با تمرکز بر حملونقل، مسکن، اشتغال شهری، کاهش هزینه جابهجایی، اقتصاد محلات، خدمات عمومی و افزایش بهرهوری شهر ادامه دهد، میتوان گفت مدیریت شهری به ریل اصلی خود بازگشته است. اما اگر دامنه وعدهها هر روز بزرگتر شود و شهرداری تهران بیش از آنکه درباره تهران سخن بگوید، درباره مسائل کل کشور نسخه ارائه کند، آن وقت شاید سؤال دیگری مطرح شود: آیا علیرضا زاکانی واقعاً میخواهد شهردار موفق تهران باشد، یا دارد از تهران بهعنوان بزرگترین ویترین مدیریتی خود برای یک مقصد سیاسی بزرگتر استفاده میکند؟ این سؤال را فعلاً نه باید با اتهام پاسخ داد و نه با تکذیب. باید عملکرد، عدد و زمان را دید.
چون میان «شهردار شدن برای مردم» و «شهردار بودن برای رسیدن به پاستور»، گاهی تنها یک تفاوت وجود دارد: اینکه مقصد واقعی سیاستگذار کجاست.