به گزارش کارگر آنلاین، «دکتر محمد حسن مقیسه» به مناسبت ۲۰ مهر که روز بزرگداشت حافظ نامگذاری شده است، در پاسخ به این سوال که راز مانایی حافظ در چیست، گفت: برای پاسخ به این پرسش جواب های فراوانی می توان نگاشت اما به کوتاه سخن بنده می گویم دو رویکرد بنیادین را در راه و روش حافظ می توان دید؛ یکی بر زبان و دیگری در بیان. آن نخستین هنر کلامی و موسیقیایی متعالی و برترین است و دومی نکته های ناب و نازِ خفته در شعر اوست.
این استاد دانشگاه و پژوهشگر ادامه داد: آن اولین را در گزینش بهین، ترکیبهای وزین و به ویژه اوزان خوش آهنگ که اتفاق را، بسامدی درخور و شایسته گفت در گفتار موزون حافظ یافته اند، می توان نمود و نشان داد که به خوبی نیز خوی خود را حتی در منظومه اشعار پارسی سرایان جدید و قدیم نمایانده است که البته بازشرح آن مجال و محل فراختری می طلبد. من در اینجا برای نمایاندن آن هنر کلامی، فقط به دو بیت شاهد ذیل بسنده می کنم:
این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی
این دفتر بیمعنی غرق می ناب اولی
یا این بیت و هنر او درترکیب سازی و چینش واژگان:
زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز
تا تو را خود ز میان با که عنایت باشد
وی اظهار داشت: دومین راز مانایی حافظ ، اندیشه و درک و درد و معارف و مسایلی است که او گفته و هنوز ما راست؛ در قیل و قال هایمان، در گفت و شنودهایمان، در اندیشه، اعمال و گفتارمان و آن ها چیزی نیست جز ریا و تظاهر و خود را فرا نمودن به چیزی و کسی و راهی، ولی به چیزی، کسی و بیانی دیگر آن ها را نمایاندند، که شوربختانه این خیم در اکنونه روزِ جامعه ما نیز در عیان و بیان است؛ همان خُلق ناپسندی که او « سالوسی»اش خوانده و ما آن را «بوقلمون صفتی» می نامیم؛ یعنی دورویی، دورنگی.
این محقق و پژوهشگر تصریح کرد: حافظ اگر درد دین نداشت و حریم حرمت را نمی شناخت، همچون برخی از همانندان و سرایندگان عصر خویش یا لب فرو می بست یا به ساحری سازشی ساده، از دین به دنیا فروشان به سادگی در می گذشت و قبا و عبای خویش را فراهم می آورد و نه در گذر که بر کرانه، کناره می گرفت، آهسته می رفت و آرام می نشست و فریاد بر نمی آورد:
زاهد چو از نماز تو کاری نمی رود
هم مستی شبانه و راز و نیاز من
مقیسه خاطرنشان کرد: پرهیز از ریاکاری که یکی از مضامین اندیشه های حافظ است، اکنون نیز از لکه های برآشوبنده عصر و نسل ما است. ما در روزگار کنونی نیز گرفتار گفتار کسانی هستیم که خود را اهل نماز و نیاز می دانند و می نمایانند و با این دورویی فرا می نمایانند که می خواهند «حال» جامعه را خوب کنند، اما به صد روی، «مال» او را درمی ربایند و در کار دنیایشان درمی بازند!
حافظ مکن ملامت رندان که در ازل
ما را خدا، ز زهد ریا بی نیاز کرد