پربحث ها
اخبار اقتصادی
همراه با نظریه پرداز معاصر، استاد! عباس آخوندی
بحث «ایده ایران» را که خود من مطرح میکنم یک ایدهی جدید است و با این ایده در ایران، یک گفتمان جدید میتواند شکل بگیرد. این ایده عناصر اقتصادی و سیاسی و امنیتی هم دارد.
کارگر آنلاین : عباس آخوندی، چهره اصلاح طلب و وزیر لیبرال منش و ناکارآمد راه و شهرسازی در پنج سال از دولت های روحانی که بسیاری از مردم امیدوار هستند روزی جلسات محاکمه وی به خاطر مدیریت خسارت بار او در وزارت راه و شهرسازی برگزار شود، در ادامه نظریه پردازی های بعد از کناره گیری از مسئولیت، این بار به بحث انتخابات ریاست جمهوری ورود کرده و گفته است: «بحث "ایده ایران" را که خود من مطرح میکنم یک ایدهی جدید است و با این ایده در ایران، یک گفتمان جدید میتواند شکل بگیرد». وی در بخشی دیگر از اظهاراتش گفته است: «حضرات فکر میکنند که میتوانند به عنوان پلیس و مالک چهار راه، چهار طرف چهار راه را ببندند و دنیا را مجبور کنند که با تسلیم شدن به خواستههای آنان از این چهار راه عبور کنند». گفتنی است اخیرا یکی از سایت های اصلاح طلب از آخوندی به عنوان یکی از چهره های محتمل برای انتخابات ریاست جمهوری نام برده بود که در نوع خود بامزه به نظر می رسد هرچند که ظاهرا خود آخوندی هم تا حدی این موضع را باور کرده است.
به گزارش کارگر آنلاین به نقل از سایت خبری جهان نیوز، بخش هایی اظهارت آخوندی را درادامه خواهید خواند:
*در مورد مشارکت در حوزه روشن فکری فضا، فضای منفی است، مخصوصا بعد از سرخوردگی که در انتخابات مجلس در تهران رخ داد و مشارکت حدود ۲۰ درصد و در شهرهای بزرگ خیلی کم بود، بنابراین فضا خیلی منفی است. ولی، ارزیابی من انقدر منفی نیست. من با جوانان که صحبت میکنم می بینم که حس آنها از اینکه در انتخابات مجلس مشارکت نداشتهاند، چندان خوب نیست. چیزی گیرشان نیامده است. بنابراین، میگویند شاید اگر ما مشارکت داشتیم بهتر بود و انقدر بد نمیشد و من در خیلی از جوانان یک تردیدی می بینم.
*رئیس جمهور باید سیاست مدار باشد، نه لزوما کارشناس. وظیفه رئیس جمهور هماهنگی با همه است واگر خودش را داناتر از همه بداند آغاز بدبختی است. وظیفه رئیس جمهور این است که حرف همه را گوش کند و از درون آن یک سیاست مورد وفاق به دست بیاورد. البته که رئیس جمهور باید اقتصاد و امنیت و ... را بفهمد ولی اگر خودش فکر کند که اقتصاد دان است اول بدبختی است.
*باید اجازه دهند که یک ایدهی جدید بیاید. سال ۷۶ بزرگترین اتفاقی که رخ داد این بود که یک ایده جدید آمد و آن ایده گفت که من میخواهم جامعه را بر مدل جامعه مدنی اداره کنم. آن مدل هم سوخته است. الان دیگر کارآیی ندارد. میخواهم بگویم که سال ۷۶ که یک ولولهای رخ داد، این یک ایدهی جدید بود و الان که ۲۳ سال از آن گذشته است همه میتوانند آن را نقد کنند، الان مهم این است که آیا در ۱۴۰۰ اجازه میدهند که یک ایده جدید بیاید، اگر اجازه ندهند که هیچ ایده جدیدی بیاید اتفاق خاصی نمیافتاد.
*بحث «ایده ایران» را که خود من مطرح میکنم یک ایدهی جدید است و با این ایده در ایران، یک گفتمان جدید میتواند شکل بگیرد. این ایده عناصر اقتصادی و سیاسی و امنیتی هم دارد. از نظر من ایدهی ایران یک ایدهای است که بنیانهای معرفتی دارد و هم تجربهی تاریخی در ایجاد نظم اجتماعی اعم از نظم سیاسی و امنیتی، اقتصادی و، اجتماعی و فرهنگی و حتی دفاعی. مهم این است که از آن خوانش معاصر و جدید داشته باشیم.
*این را بدانید که هیچ تغییر اقتصادی ماندگاری بدون اینکه بنیانهای درستی در تاریخ یک ملت داشته باشد به وجود نمیآید. بنابراین، باید تغییرات کوتاه مدت و دراز مدت همسو باشند. اینکه تصور کنید با طرح یک سری راهکارهای فوری اقتصادی بدون توجه به ساخت یک ملت میتوانید مشکلات اقتصادی را حل کنید، کاملا اشتباه است. آلان بزرگترین مشکل ما اقتصادی است. این درست است. ولی، ریشه این مشکل اقتصادی در کجاست؟ در تجارت است.
*حضرات با عدم الحاق به افایتیاف و با عدم فهم از موقعیت چهارراهی ایران که شرق و غرب و شمال و جنوب را به هموصل میکند، هم تجارت را در ایران متوقف کردند و هم برخی کریدورهای تجاری جهان را مختل کردند.
*فهم از ایدهی ایران است که به ما میگوید این تمدن حول محور تجارت در مسیر جادهی ابریشم شکل گرفتهاست.
*بنابراین، ایجاد هر مانعی در این مسیر و ایجاد هر گرفتاری برای مبادلهی تجاری علیه ایدهی بنیادین شکلگیری ایران است. حضرات فکر میکنند که میتوانند به عنوان پلیس و مالک چهار راه، چهار طرف چهار راه را ببندند و دنیا را مجبور کنند که با تسلیم شدن به خواستههای آنان از این چهار راه عبور کنند. حال آنکه دنیا، مسیرش را تغییر میدهد و کسی از این چهار راه دیگر عبور نمیکند.
*همین مشکل را ما با تنگه هرمز داریم. ملتی که بنیاد اقتصادیاش بر تجارت استوار است، روابط فرهنگیاش باید مبتنی بر رواداری و آزادی مبادله باشد. حضرات رواداری و آزادی مبادله اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را به حداقل کاهش میدهند و میخواهند که مستقل بمانند. نتیجهی این سیاست تنها توسعه فقر و توزیع فقر است که جریان دارد و نه تعمیق استقلال.
*در سال ۸۴ که رئیس جمهور صحبت میکرد، همه کسانی که اندیشهای داشتند میدانستند که پشت آن حرفها جز توهم و اغتشاش فکری چیز دیگری نیست.
لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید
نظر خود را ثبت کنید