بهترین راه رسیدن به زندگی آسوده را بشناسید

به گزارش کارگرآنلاین با اینکه راحتطلبی اولین انگیزۀ آدم است، ولی انسانها غالباً موجب سلب راحتی خود میشوند! بهحدی که میشود گفت: دین آمده است تا کمی راحتتر و آسودهتر زندگی کنیم.
بیشترین خطای ما این است که با «راحتطلبی مطلق» زندگیمان را بههم میریزیم! لذا اولین مسئولیت ما کنترل راحتطلبی است. یعنی هم با راحتطلبی مبارزه کنیم و هم برای خودمان راحتی فراهم کنیم.
راههای رسیدن به آسودگی که تا اینجای بحث، بیان کردیم:
فکرکردن: با تفکر، بهتر میشود ناراحتی را برطرف کرد.
پذیرش ضرورت رنج و سختی در دنیا
حالا که سختیها اجتنابناپذیرند و فلسفۀ خوبی دارند، بعضی از سختیها را خودت بپذیر!
درک فلسفۀ رنج: رنج گاهی شما را رشد میدهد و به خدا نزدیک میکند، گاهی هم عیبهای شما را کم میکند!
در میان راههایی که برای رسیدن به آسودگی هست؛ یکی از شاهراهها و راههای باعظمت «محبت» است. با محبت نهتنها راحتیها افزایش مییابد، بلکه سختیها هم بهتر تحمل میشود. محبت خدا، محبت اولیاء خدا و محبت خلق خدا درهمتنیده و افزایندۀ یکدیگرند. محبت خدا و اولیائش سختیِ راه خدا را آسان میکند، محبت خلق خدا نیز سختیهایی را که از جانب مردم میرسد، آسان میکند. محبت امام حسین(ع) و شرکت در عزای او محبت ما را به دیگران هم بیشتر میکند.
ما نتوانستهایم مکتب امام حسین(ع) را معرفی کنیم و محبتش را به جهانیان بچشانیم. خود امام حسین(ع) محبتش را به ما چشانده و همه را با محبت در مجالس روضه جمع میکند و میخواهد ما هم با خدا و خلق او بامحبت باشیم، تا معنویت و زندگی مادی و اجتماعیمان درست شود.
محبت، اولین و آخرین و مؤثرترین راه آدمشدن است. محبت به امام حسین(ع) عالیترین نوع محبت است، بیشتر غرق محبتش بشویم تا به همۀ خیر دنیا و آخرت برسیم؛ هم محبتمان به مردم بالا میرود، هم سختیها کم میشود.
چرا هر هفته روضه نمیرویم؟ حضرت زهرا(س) لااقل هفتهای دو بار پیاده آنهمه راه تا کنار قبر حمزۀ سیدالشهدا میرفت و گریه میکرد تا به ما یاد بدهد حسین(ع) را فراموش نکنیم! حسین(ع) برای این محبت، کم هزینه نکرده است! از محبت امام حسین(ع) استفاده کنید.
یکی از کارهایی که روضههای کربلا میکند افزایش محبت اعضای خانواده است! چون اصل روضهها خانوادگی است، خانواده برای هم فدا میشوند؛ برادر، پسر، عمو، برادرزاده و... روضه خانوادگی آثار و برکات فراوانی دارد.
امام سجاد(ع) به زُهْری فرمود: چرا مردم را مثل خانوادهات تلقی نمیکنی؟ «وَ مَا عَلَیْکَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِینَ مِنْکَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَیْتِکَ...» (احتجاج/2/ 320) بعد توضیح میدهد که در این صورت باید بزرگترها را مانند پدر و مادرِ خود بدانی، کوچکترها را جای فرزند خودت بگذاری و همسالان را برادر خود بشماری. وقتی آنها را خانواده خودت بدانی به کدامیک از آنها دوست داری ظلم کنی؟! کدامشان را دوست داری نفرین کنی؟! آبروی کدامیک را حاضری ببری؟!
بعد میفرماید: «وَ إِنْ عَرَضَ لَکَ إِبْلِیسُ...» وقتی ابلیس به تو القاء کرد که «بهتر از مسلمان دیگری هستی!» اگر او سنش بیشتر است، بگو ایمان و عمل صالح او بیشتر است، اگر سنش کمتر است، بگو گناه من بیشتر است و اگر همسن توست، بگو من به گناه خود یقین و به گناه او شک دارم؛ پس او بهتر از من است! اگر مردم به تو احترام گذاشتند، بگو «از خوبی آنهاست» اگر با تو نامهربانی کردند، بگو «بهخاطر بدیِ من است»
اگر با همه مثل خانوادهات مهربان باشی، عیشت آسان میشود، دوستانت زیاد میشوند، دشمنانت کم میشوند، از خوبیشان خوشحال میشوی و از بدیشان ناراحت نمیشوی!
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: اگر انتظار داری پدرت، پسرت یا هرکسی به تو خیری برساند، در دلت هم نگو «چرا مرا کمک نمیکند؟!» توجیه کن و بگو: لابد وقت ندارد، پول ندارد و... یعنی مثبت بگو؛ یکدفعه میبینی کمکت کرد! (...فَلَا یَذْکُرْهُ إِلَّا بِخَیْرٍ؛ کشفالغمه/2/242) (...مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إِلَیْهِ؛ ارشادالقلوب/1/135) اینها روش «آسوده زندگی کردن» است، با محبت برخورد کن تا همه به تو محبت کنند.