یادداشتهای محمدعلی فروغی، سهشنبه ۲۹ تیر ۱۲۹۹؛ معاونالسلطنه تلفون کرد که با مصدقالسلطنه میخواهیم به ملاقات شما بیاییم
صبح قدری کار کردم. بعد از ناهار معاونالسلطنه تلفون کرد که با مصدقالسلطنه میخواهیم به ملاقات شما بیاییم. آمدند شرح مفصلی از احوال و مسافرت خود بیان کرد که برای رفتن به ایران به باطوم و تفلیس رفته و از آنجا دیگر نتوانسته است تجاوز کند و چه مشقتها کشیده و دو طفل همراه داشته و ناخوش شدهاند و بالاخره مجبور به مراجعت شده و در مراجعت از وزیر شدن خود مطلع گردیده است.
در حالی که مصدقالسلطنه و معاونالسلطنه اینجا بودند، شاهزاده بهمن و بعد میرزا علیاکبرخان مدعیالعموم و انتظامالملک هم آمدند. مصدق و معاون و بهمن رفتند. با میرزا علیاکبرخان و انتظامالملک در باب وجوهی که برای اسکندرخان باید جمع شود گفتوگو کردیم. مقصودِ میرزاعلیاکبرخان این بود که در این موضوع یک اظهار وجود و فضولی بکند. چندان مورد نداشت.
پس با انتظامالملک رفتیم و گردشی کرده شام خوردیم و قدری زودتر برگشتیم. چون میرزا عبدالحسینخان فردا ظهر عازم لندن است کاغذ برای میرزا حسینخان و غفارخان نوشتم و خوابیدم.
امروز به اتفاق انتظامالملک یک قلم خودنویس خریدم، زیاده از چهارصد فرانک شد.
منبع: یادداشتهای روزانه محمدعلی فروغی، به کوشش محمدافشین وفایی و پژمان فیروزبخش، تهران: سخن، چاپ هفتم، ص ۴۳۷.
