پربحث ها
اخبار اقتصادی
چاپ00011:46 - 1405/06/21

یادداشت سید‌صالح قاسم‌هاشمی

مدیریت شهری؛ بازوی توانمند دولت

کارگر آنلاین | سید صالح قاسم هاشمی در یادداشتی برای کارگر آنلاین نوشت : سال‌هاست وقتی از مدیریت شهری سخن می‌گوییم، ذهنمان بی‌اختیار به سمت چند کلیدواژه آشنا می‌رود؛ خیابان و آسفالت، پسماند و نظافت، فضای سبز، ترافیک، حمل‌ونقل عمومی و ساخت‌وساز. اینها البته بخشی مهم از وظایف مدیریت شهری است، اما آیا می‌توان جایگاه مدیریت شهری در ساختار حکمرانی را در همین فهرست خلاصه کرد؟ آیا نهادی که هر روز و بی‌واسطه با میلیون‌ها شهروند در تماس است، صرفاً باید به اداره امور جاری شهر مشغول باشد و نسبت خود را با مسائل بزرگ‌تر جامعه نادیده بگیرد؟

سال‌هاست وقتی از مدیریت شهری سخن می‌گوییم، ذهنمان بی‌اختیار به سمت چند کلیدواژه آشنا می‌رود؛ خیابان و آسفالت، پسماند و نظافت، فضای سبز، ترافیک، حمل‌ونقل عمومی و ساخت‌وساز. اینها البته بخشی مهم از وظایف مدیریت شهری است، اما آیا می‌توان جایگاه مدیریت شهری در ساختار حکمرانی را در همین فهرست خلاصه کرد؟ آیا نهادی که هر روز و بی‌واسطه با میلیون‌ها شهروند در تماس است، صرفاً باید به اداره امور جاری شهر مشغول باشد و نسبت خود را با مسائل بزرگ‌تر جامعه نادیده بگیرد؟


پاسخ به این پرسش، امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. شهر دیگر صرفاً مجموعه‌ای از ساختمان‌ها، خیابان‌ها و زیرساخت‌ها نیست؛ شهر محل تلاقی اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، محیط‌زیست، امنیت، رفاه و کیفیت زندگی است. به همین دلیل، مدیریت شهری نیز نمی‌تواند خود را به اداره کالبد شهر محدود کند. هر مسئله‌ای که بر زندگی شهروندان اثر می‌گذارد، دیر یا زود خود را در شهر نشان می‌دهد و هر تصمیمی که برای شهر گرفته می‌شود، مستقیماً با زندگی مردم پیوند می‌خورد.

  • از این منظر، مدیریت شهری را باید یکی از نزدیک‌ترین و ملموس‌ترین سطوح حاکمیت در زندگی مردم دانست. شهروند ممکن است بسیاری از دستگاه‌های ملی را در طول سال حتی یک‌بار هم از نزدیک نبیند، اما هر روز با مدیریت شهری مواجه است؛ از زمانی که از خانه خارج می‌شود تا وقتی به محل کار می‌رود، از استفاده از حمل‌ونقل عمومی تا حضور در بوستان و مراکز فرهنگی و ورزشی، از دریافت خدمات شهری تا مواجهه با بحران‌های طبیعی و اجتماعی. این نزدیکی، یک امتیاز ساده اداری نیست؛ یک ظرفیت بزرگ حکمرانی است.
  • اگر دولت را مجموعه‌ای برای سیاست‌گذاری، هدایت و تأمین منافع عمومی بدانیم، مدیریت شهری می‌تواند بازوی قدرتمند تحقق بخشی از این اهداف در نزدیک‌ترین فاصله با مردم باشد. سیاست‌های کلان زمانی برای مردم معنا پیدا می‌کنند که اثر آنها در زندگی روزمره دیده شود. هیچ برنامه ملی، بدون ترجمه شدن به تجربه ملموس شهروندان، نمی‌تواند تمام ظرفیت خود را نشان دهد. اینجاست که مدیریت شهری اهمیت پیدا می‌کند؛ جایی که سیاست می‌تواند به اقدام و تصمیم به نتیجه قابل مشاهده تبدیل شود.
  • امروز دغدغه شهروند فقط عبور از یک خیابان یا جمع‌آوری زباله نیست. خانواده‌ای که با مسئله مسکن دست‌وپنجه نرم می‌کند، جوانی که دغدغه اشتغال و آینده دارد، سالمندی که به دسترسی مناسب به خدمات نیازمند است، کودکی که باید در محیطی سالم رشد کند و شهروندی که از آلودگی هوا، فرسودگی بافت شهری، ضعف حمل‌ونقل یا آسیب‌های اجتماعی رنج می‌برد، همگی با شهری مواجه‌اند که کیفیت مدیریت آن بر کیفیت زندگی‌شان اثر مستقیم دارد.
  • از همین روست که باید تعریف خود را از «مسئله شهری» تغییر دهیم. مسئله شهری الزاماً مسئله‌ای نیست که از ابتدا در مرزهای سنتی شهرداری تعریف شده باشد. هر مسئله‌ای که در شهر ظهور می‌کند و بر زندگی شهروندان اثر می‌گذارد، می‌تواند موضوعی برای سیاست‌گذاری، هماهنگی و اقدام مدیریت شهری باشد؛ البته در چارچوب قانون و با همکاری دستگاه‌های مسئول. مدیریت شهری قرار نیست جای دولت یا وزارتخانه‌ها را بگیرد؛ قرار است ظرفیت عظیم خود را در خدمت حل مسائلی قرار دهد که نتیجه نهایی آن به زندگی مردم بازمی‌گردد.
  • این نگاه، اتفاقاً به معنای تقویت دولت است، نه تضعیف آن. دولتی که بتواند از ظرفیت مدیریت شهری استفاده کند، یک حلقه قدرتمند در اجرای سیاست‌های خود در اختیار دارد. مدیریت شهری می‌تواند نبض جامعه را در سطح محله و منطقه ببیند، نیازها را سریع‌تر تشخیص دهد، ظرفیت‌های محلی را فعال کند و نتیجه اقدامات را در کوتاه‌ترین فاصله به شهروندان برساند. این همان نقطه‌ای است که همکاری میان دولت و مدیریت شهری می‌تواند از یک رابطه اداری، به یک شراکت راهبردی برای حل مسائل کشور تبدیل شود.

در شرایطی که مسائل جامعه هر روز پیچیده‌تر و چندلایه‌تر می‌شوند، دیگر نمی‌توان انتظار داشت یک دستگاه به تنهایی همه امور را پیش ببرد. مسکن، آلودگی هوا، حمل‌ونقل، آسیب‌های اجتماعی، سالمندی، تاب‌آوری شهری، بحران انرژی، نشاط اجتماعی و حتی بخشی از مسائل اقتصادی خانواده‌ها، مجموعه‌ای از موضوعات به‌هم‌پیوسته‌اند که حل آنها به همکاری سطوح مختلف حاکمیت نیاز دارد. مدیریت شهری در این میان نه تماشاگر است و نه صرفاً مجری امور روزمره؛ یک ظرفیت آماده و گسترده برای میدان عمل است.

  • البته این تغییر نگاه نباید به معنای توسعه بی‌قاعده مسئولیت‌ها یا موازی‌کاری با دستگاه‌های دیگر تعبیر شود. نقطه قوت مدیریت شهری دقیقاً در این است که می‌تواند میان سیاست‌های ملی و واقعیت‌های محلی پیوند برقرار کند. دولت مسیرهای کلان را ترسیم می‌کند و مدیریت شهری می‌تواند بخشی از این مسیر را در متن زندگی مردم به حرکت درآورد. این تقسیم نقش، اگر با هماهنگی و اعتماد متقابل همراه شود، می‌تواند بسیاری از گره‌هایی را که امروز در فاصله میان تصمیم و اجرا ایجاد می‌شوند، باز کند.
  • اکنون زمان آن رسیده است که مدیریت شهری را از قاب محدود «اداره شهر» بیرون بیاوریم و آن را در جایگاه واقعی‌تری ببینیم؛ جایگاهی که در آن، شهر نه حاشیه حکمرانی، بلکه یکی از اصلی‌ترین میدان‌های تحقق آن است. مدیریت شهری توان آن را دارد که علاوه بر ساختن خیابان و پارک و توسعه حمل‌ونقل، در ساختن آینده اجتماعی و اقتصادی شهر نیز نقش‌آفرین باشد؛ می‌تواند بخشی از ظرفیت دولت برای مواجهه با مسائل بزرگ مردم باشد و فاصله میان تصمیمات کلان و زندگی روزمره را کوتاه کند.
  • در نهایت، قدرت یک دولت فقط به اندازه اختیارات و ابزارهای ستادی آن نیست؛ به اندازه شبکه‌ای است که می‌تواند برای خدمت به مردم فعال کند. مدیریت شهری یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این شبکه است؛ حلقه‌ای که هر روز با مردم، محله‌ها و واقعیت‌های زندگی آنان مواجه است. اگر این ظرفیت به رسمیت شناخته شود و میان دولت و مدیریت شهری رابطه‌ای مبتنی بر هم‌افزایی شکل بگیرد، بسیاری از مسائل بزرگ کشور می‌توانند در نزدیک‌ترین نقطه به مردم، با سرعت و اثربخشی بیشتری دنبال شوند.

دولت بدون مدیریت شهری توانمند، در نزدیک‌ترین نقطه به مردم دست‌هایش بسته است. مدیریت شهری قدرتمند، رقیب دولت نیست؛ بازوی آن است؛ بازویی که می‌تواند سیاست‌های ملی را به نتیجه محلی، تصمیم‌های کلان را به اثر ملموس و برنامه‌های دولت را به تجربه‌ای واقعی در زندگی مردم تبدیل کند. امروز بیش از آنکه نیازمند مدیریت شهری صرفاً «خدمت‌رسان» باشیم، به مدیریت شهری «مسئله‌گشا» نیاز داریم؛ مدیریتی که اندازه مسئولیت خود را نه فقط با مرزهای یک سازمان، بلکه با اندازه مسائل مردم تعریف کند.
 

لینک کوتاه :
برای ذخیره در کلیپ برد، در باکس بالا کلیک کنید
اشتراک گذاری در :
نظر خود را ثبت کنید
نام خود را وارد نمایید
متن نظر را وارد نمایید
مقدار صحیح است
مقدار صحیح وارد کنید
لینکستان